حکم حضرت علی(ع) در جلوس طفلی برسر ناودان

 علامه مجلسی در جلد نهم بحار صفحه  487 روایت کرده که طفل شش ماهه ای  برسر ناودان آمد به این طریق که از بالای سطح به سینه کشیدن خود را به ناودان رسانید و بر سر ناودان قرار گرفت 

 

مادرش با اضطراب برسر بام دوید اما دسترسی به ناودان پیدا نکرد . فریاد صیحه او بلند شد . همسایگان از زن و مرد به خانه ریختند ، نردبانی نصب کردند فایده نکرد از جهت طول ناودان و بلندی دیوار.  عمر از آن کوچه عبور می کرد. بانگ ناله شنید ، به خانه درآمد ، چون از قضیه آگاه شد   گفت : چاره این کار جز علی بن ابیطالب  کس دیگر قادر نیست ، زود او را خبر کنید . 

 

بستگان آن طفل با ناله به طرف آن حضرت شتاب گرفتند. چون حضرت حاضر شد مادر طفل بنا کرد صیحه کشیدن و نالیدن . 

 

حضرت به سوی آن طفل نظری فرمود ، کلمه ای  ادا نمود که کسی نفهمید . پس آن حضرت فرمود طفلی همانند این طفل برسر بام ببرید. چون بردند آن دو طفل به یکدیگر نظری کردند و به زبان خود مثل اینکه تکلم می کنند . به ناگاه دیدند که طفل از سر ناودان رفت بالای  سطح. مادرش آمد او را در بر گرفت  و صدای هل هله و شادی از اهل خانه چنان بالا گرفت که مردم مثل آن را کمتر دیده بودند 

 

منبع:قضاوت های امیرالمومنین (ع)- صفحه 73

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : فردا
تاریخ :
درد و دل یکی از کاربران وبلاگ با امام زمان(عج)

 سلام،این نامه در اعترافی کنم وعذر خواهی .من در دوستی و رفاقت با هر کس تا این زمان همیشه منفعت  وصلاح دوستانم را به منفعت وسود خود ترجیح داده ام و پشیمان هم نیستم ؛هر چند گاهی آنها گاهی قدر دان نبوده اند و همیشه نگران آنها هستم  واز خدا و اهل بیت برایشان بهترینها را خواستار بوده ام.


یکبار در یک مورد از برخوردهایم با یکی از دوستان هرقدر از او خواستم تا از کارش که به خیال خودم صلاح او نبود پرهیز کند ولی او اینگونه نکرد و چیزی گفت که قلب مرا شکست . بعد از آن دیگر نمیخواستم با او دوستی کنم که در همان روز ها این فکربه ذهنم افتاد و مرا از شما ؛آقا شرمنده ساخت.


با خود گفتم من در این مورد فکر میکنم صلاح دوستم در انجام ندادن آن کار است و با این که معلوم نست نظر من درست است یا نه اینگونهناراحتم ؛ولی شما چه،این دلسوزی که حتما در تمام امور زندگیمان آنچه حقیقتا صلاح ماست میدانید و ما خیلی وقت ها با آن که قلبتان برای ما میتپد کاری میکنیم که میدانیم خطاست و قلب شما را میشکنیم ولی شما چه ؛ بر خلاف من که میخواستم دوستم را مدتی رها کنم حتی لحظه ای ما را رها نمیکنید وباز سراغ کسانی چون مرا میگیرید پس اعتراف میکنم که شما کسی هستی که حقیقتا مرا دوست داشته و آنچه صلاح من بوده می دانسته اید ولی من از شما غافل بوده ام .


پس عذر میخواهم که به کسی چون شما پشت کرده ام و آنگونه که شایسته ی شماست قدردان نبوده ام .


وقول میدهم دیگر شما را تنها نگذارم و دل دشمنانتان را با آن چه شما را ناراحت میکند شاد نکنم.

(برسد به دست کسی که بدون خواندن این نامه هم به هرچه در آن است آگاه است)

 


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : فردا
تاریخ :
معرفی کتاب حضرت معصومه(سلام الله علیها)

 در کتاب حاضر جایگاه و منزلت حضرت معصومه(سلام الله علیها) از زبان اهل بیت و چگونگی ولادت وشهادت ایشان ،القاب و فضیلت زیارت ایشان آمده است.

 

از ولادت تا رحلت؛ نام مقدس ایشان فاطمه کبری. لقب شریف؛معصومه (سلام الله علیها).

 

پدر بزرگوار موسی بن جعفر(ع).   مادر گرامی؛نجمه خاتون

 

ولادت با سعادت ایشان در مدینه منوره در 10ربیع الثانی 201ه.ق(17 روز پس از ورود به قم  ) رحلت با شهادت جانگداز .

محل دفن : قم

از القاب حضرت فاطمه(سلام الله علیها) می توان به معصومه کریمه ی اهل بیت محدثه آل طه اشاره کرد . انتخاب لقب حضرت معصومه از امام رضا (ع) میباشد که فرمود : مَن زارَ المَعصومةَ بِقُم کَمَن زارَنی. هرکس معصومه را در قم زیارت کند مانند کسی است که مرا زیارت کرده است .

 

از فضایل دیگر زیارت حضرت معصومه (سلام الله علیها)می توان اشاره کرد که امام رضا (ع) فرمود : هرکس اورا زیارت کند بهشت ازان اوست.

 

پس حضرت در چه جایگاهی قرار دارد؟؟؟؟؟؟

 

(حدیپی از امام صادق(ع) وجود دارد که فرموده اند؛آگاه باشید که خدا حرمی دارد وآن مکه است /پیامبر خدا حرمی دارد و آن مدینه است/امیرمومنان حرمی دارد و آن کوفه است/ آگاه باشید که حرم من و فرزندان بعد از من قم است)......

 

نام نویسنده: فرید مسعودی



|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : فردا
تاریخ :
ولادت با سعادت حضرت معصومه (سلام الله علیها)

 ولادت با سعادت "حضرت معصومه (سلام الله علیها)" بر تمامی شیعیان مبارک و تهنیت باد.

 

 

 

 

 

 



|
امتیاز مطلب : 20
|
تعداد امتیازدهندگان : 6
|
مجموع امتیاز : 6
نویسنده : فردا
تاریخ :
ماجرای نان بردن امام صادق (علیه السلام) برای فقرا در شب

 "شیخ صدوق روایت کرده است از معلی بن خنیس که گفت: شبی حضرت صادق(ع) از خانه بیرون آمدند به قصد ظله بنی ساعده(یعنی سایبان بنی ساعده که در گرمای روز در آن جا جمع می شدند و شب، فقرا و غربا در آنجا می خوابیدند)در آن شب باران می بارید، من نیز(معلی بن خنیس) در پی آن حضرت بیرون رفتم که ناگاه چیزی ازدست آن حضرت بر زمین افتاد. آن جناب گفتند:"بسم الله، اللهم رَدّه علینا"(خداوندا آنچه را افتاد به من برگردان) پس من نزدیک رفتم و سلام کردم.


حضرت فرمودند:معلی

گفتم:لبیک فدای تو شوم.

فرمودند:دست بمال به زمین و هرچه به دست بیاید جمع کن و به من بده.

دست بر زمین مالیدم دیدم نان است که بر زمین ریخته شده است.پس جمع می کردم و به حضرت می دادم که ناگاه انبانی(کیسه) از نان یافتم پس عرض کردم:فدای تو شو بگذار من این انبان را به دوش کشم و بیاورم.

حضرت فرمودند:نه. بلکه من اولی هستم به برداشتن آن ولکن تو را رخصت می دهم که همراه من بیایی.

پس با آن حضرت پیاپی تا به ظله بنی ساعده رسیدیم و در آنجا گروهی از فقیران که در خواب بودند را دیدم.حضرت یک قرص یا دو قرص نان در زیر جامه آنها می نهاد تا به آخرین نفر از آنها رسید و نان او را نیز در زیر رخت او گذاشت و برگشتیم.من گفتم:فدای تو شوم، این گروه حق را می شناسند؟یعنی از شیعیانند؟ حضرت فرمودند: اگر می شناختند با آنها از خورش نیز مساوات می کردم و نمکی نیز بر نانشان اضافه می کردم(مساوات می کردیم به ایشان به نمک یعنی:در هرچه داشتیم، حتی نمک، ایشان را شریک می کردیم."

منبع: منتهی الامال ص 158 تا 159

این مطلب نشان دهنده مهربانی و بخشندگی و توجه  امام(ع) را حتی به غیر شیعیان در امور مختلف نشان می دهند.حال اگر کمی با خود فکر کنیم با این سوال روبرو می شویم که امامان بزرگوار که حتی با غیر شیعیان اینچنان رئوف و مهربان هستند، با شیعیان و پیروان واقعی خود چقدر مهربان و رئوف هستند و چقدر به شیعیان خود توجه دارند؟
 
پس عقل حکم می کند که ارتباطمان را با چنین بزرگوارانی بیشتر نماییم و در تمام لحظات از ایشان درخواست و یاری بخواهیم.


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : فردا
تاریخ :
تصاویر زمینه ویژه شهادت امام صادق (ع)

 

سالگرد شهادت ششمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت،" امام جعفر صادق (علیه السلام)"  به تمامی شیعیان و محبین آن حضرت تسلیت و تعزیت باد

 

 

 

 

برای ذخیره تصاویر با اندازه اصلی، بر روی تصاویر کلیک نمایید.



|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : فردا
تاریخ :
حکم امام علی (ع)در منازعه دو زن بر سر یک طفل

 شیخ مفید در ارشاد فرموده که روایت شده در خلافت عمر دو زن برسر طفلی نزاع داشتند و هر کدام آن طفل را  ادعا می کردند. حکم این موضوع بر عمر مشکل شد. ناچار به امیرالمومنین (ع) پناهنده گردید. آن حضرت آن دو زن را احضار فرمود. چندان که آن دو را پند و اندرز نمود مفید واقع نشد.

 

امیرالمومنین (ع) فرمودند : پس حال که چنین است اره ای  برای من بیاورید. عمر گفت اره برای چیست؟ امام فرمود : این طفل را دو حصه کنم ، یک حصه به این زن بدهم و یک حصه به آن زن. یکی از آن دو زن چون این مطلب را بشنید ، گفت : الله الله یا اباالحسن! اگر ناچار طفل را  می خواهی دو قسمت کنی من نصف خود را به آن زن بخشیدم. طفل را دو قسمت نکن. و آن زن دیگر ساکت بماند. حضرت فرمود : الله اکبر  این طفل پسر تو است چرا که اگر پسر او بود به حال این طفل دقت می کرد ، چناچه تو دقت کردی .

 

پس آن زن دیگر اقرار کرد که طفل ازآن مصاحب من است . این وقت عمر از این قضاوت و داوری  بسیار مسرور گردید و دعای خیر در حق آن حضرت نمود. زیرا که آن حضرت او را فرج بخشید و در مناقب بعد از نقل خبر فرموده این حکم سلیمان بن داود بود در حال صغر و کودکی 

 

منبع: کتاب قضاوت های امیر المومنین(ع). صفحه 72



|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
نویسنده : فردا
تاریخ :


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران